اخبار مبنی بر احتمال از سرگیری مذاکرات آمریکا و ایران به آرام شدن جو بازار در کوتاه مدت کمک کرده است و قیمت نفت نیز بر همین اساس کاهش یافته است. اما این بدان معنا نیست که وضعیت در تنگه هرمز کمتر شده است. رویترز گزارش داد که ارتش ایالات متحده قبلاً شش کشتی تجاری را تحت چارچوب محاصره جدید به عقب برگردانده است، در حالی که ترافیک کلی از طریق این تنگه بسیار کمتر از سطح قبل از جنگ است. به زبان ساده، حال و هوای تیترها ملایم شده است، اما بازار فیزیکی همچنان فشرده است.
این مهم است زیرا هرمز یکی از مهم ترین نقاط خفقان انرژی در جهان است. بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، حدود 20.9 میلیون بشکه در روز نفت در نیمه اول سال 2025 از این تنگه عبور کرد. مهمتر از آن برای بازارهای آسیایی، حدود 89 درصد نفت خام و میعانات گازی که از هرمز عبور می کرد به آسیا رفت و چین، هند، ژاپن و کره جنوبی 74 درصد از این جریان را به خود اختصاص دادند. به عبارت دیگر، وقتی هرمز تنگ می شود، آسیا اولین و واضح ترین تاثیر را احساس می کند.
نکته مهم دیگر اما کمتر شناخته شده این است که مسیرهای جایگزین برای جایگزینی کامل هرمز بسیار محدود هستند. EIA تخمین می زند که خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و خط لوله ابوظبی امارات متحده عربی روی هم می توانند تنها حدود 4.7 میلیون بشکه در روز را دور بزنند، در حالی که ظرفیت بای پس مؤثر ایران تنها حدود 0.3 میلیون بشکه در روز است. در برابر جریان عادی هرمز بیش از 20 میلیون بشکه در روز، این ظرفیت بازگشتی بسیار کوچک است. بنابراین حتی اگر برخی از محموله ها تغییر مسیر دهند، بازار همچنان با یک گلوگاه ساختاری بزرگ مواجه است.
موضوع دیگر فقط مربوط به هزینه های حمل و نقل یا روانشناسی بازار نیست. EIA در چشم انداز کوتاه مدت انرژی ماه آوریل خود گفت که تنگه هرمز از 28 فوریه به طور موثر بر روی ترافیک کشتیرانی بسته شده است. همچنین تخمین زده است که کشورهای تولیدکننده نفت-که به شدت به این مسیر وابسته هستند، از جمله عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین، در ماه مارس حدود 7 میلیون بشکه در روز بسته می شوند. انتظار میرود که در ماه آوریل به 9.1 میلیون بشکه در روز برسد. این یک نکته بسیار مهم است زیرا نشان می دهد که اختلال در حال حاضر به سمت تولید از دست رفته واقعی حرکت کرده است، نه فقط لجستیک تاخیری.
نکته دیگری که ممکن است بسیاری از خوانندگان از آن غافل شوند این است که حتی اگر تنش ها کم شود، بازار نمی تواند به سرعت به حالت عادی بازگردد. EIA اعلام کرد که همچنان ریسک را در چشم انداز نفت خود حفظ می کند زیرا بازیابی ترافیک از طریق هرمز همچنان باعث می شود که بازار با عقب ماندگی نفتکش ها، تعدیل مسیرها و خطر اختلال مجدد مواجه شود. همچنین انتظار دارد که{2}}بستهها فقط در اواخر سال 2026 به سطوح قبل از درگیری نزدیک شوند، که به این معنی است که این امتیاز ژئوپلیتیکی داستانی چند روزه نیست.
آژانس بینالمللی انرژی برای تندتر کردن این بحث، این را بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ نامیده و تخمین میزند که این درگیری حدود 1.5 میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی نفت را کاهش داده است. در عین حال، چشم انداز تقاضای خود در سال 2026 را از رشد پیش بینی شده 640000 بشکه در روز به کاهش 80000 بشکه در روز تغییر داده است. این ترکیب به ویژه مهم است: بازار اکنون با شوک عرضه و علائم اولیه تخریب تقاضا ناشی از قیمتهای بالاتر مواجه است.
از دیدگاه کلانتر، صندوق بینالمللی پول همچنین سناریوهای نزولی شدیدتری را در صورت طولانیتر شدن درگیری ارائه کرده است. در سناریوی نامطلوب خود، صندوق بینالمللی پول تصور میکند که قیمت نفت 80 درصد نسبت به خط پایه ژانویه 2026 از سه ماهه دوم شروع میشود، که مطابق با میانگین قیمت لحظهای نفت حدود 100 دلار در هر بشکه در سال 2026 است، در حالی که قیمت گاز در اروپا و آسیا 160 درصد نسبت به قیمت پایه افزایش مییابد. در سناریوی شدیدتر، صندوق بینالمللی پول میگوید قیمت نفت ممکن است به حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه در سال ۲۰۲۶ و ۱۲۵ دلار در هر بشکه در سال ۲۰۲۷ افزایش یابد، در حالی که قیمت گاز در اروپا و آسیا ممکن است تا ۲۰۰ درصد در مدت مشابه افزایش یابد. این مفروضات نشان میدهد که مؤسسات اصلی این را یک رویداد کوتاه مدت ساده نمیدانند. آنها آن را شوکی می دانند که می تواند به تورم، رشد و هزینه های صنعتی سرایت کند.
